محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
72
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
چون انسان طبعا حقايقى را كه مطابق با درك و فهم و اعتقاداتش باشد عمل مىكند نه با حقايقى كه علم خداوند بر آن صحه مىگزارد و واقعيت جهان است . همه اديان آسمانى و زمينى بر اين امر معترفند كه مجرد تخلف در فكر باعث مجازات و ايجاد مسئوليت نمىشود بلكه اختلاف آراء مطابق با طبيعت انسان بوده و چه بسا باعث تصفيه افراد مىشود و با مقايسه افكار صحيح از پندارهاى غلط و انديشههاى اصيل و ريشهدار از اوهام بىاساس سبب مىشود افراد شريف از افراد رذل و متقلب بازشناخته مىشوند . اما به عقيده وهابىها اختلاف فكرى رنگ بدعت و گمراهى دارد اگر چه طرف ، دانشمندترين علما و نيكوكارترين پرهيزگاران باشد اين فقط به اين خاطر است كه علما و دانشمندانى كه وهابى نيستند از عقايد خود دست برنمىدارند و از افكار و عقايد وهابىها اگرچه آنها را فاسد و گمراهكننده مىدانند ، پيروى نمىكنند . ابن تيميه رهبر وهابىها و معتبرترين شخص مورد اعتمادشان چنين ميگويد : « آنان ( يعنى ابن تيميه و همفكرانش ) از لحاظ فكر ، منطق و استدلال از همه مردم متينتر و محكمترند و رؤياها و مكاشفاتشان از همه صادقتر است . آيا نميداند كسىكه مختصر بهرهاى از دين و خرد دارد ، كه وهابىها به صدق ، دانش ، ايمان و حقيقت سزاوارتر از مخالفينشان هستند ؟ و علوم و دانشى در اختيار دارند كه جز نادانان و بدعتگذاران كسى آنان را انكار نميكند ؟ و حقيقت روشن نزد وهابيها است و كسانىكه از علم و